تبليغاتX
گردون هفته - گردون62
ارایه چهره ای روشنفکرانه از شخص شخیص خودمان

کتاب هفته:ملاح خیابانها: شمس لنگرودی، آهنگ دیگر، 1450 تومان

من نقد شعر بلد نیستم. اما داستانهایی که لنگرودی به شعر می‌نویسد یا برعکس شعرهایی که داستانشان را می‌نویسد بسیار دوست دارم. حتا اگر سطرهای شعر او را زیر هم ننویسیم باز هم این تصاویر دیدنی شعرند. کتاب را که خریدید شعر شماره 46 را بخوانید و ببینید چطور می‌شود از خط قرمز گذشت بی آن که آژیرها به صدا دربیایند. تنها چیزی که در کتابهای شمس دوست ندارم بی نام ماندن شعرهاست. فکر کن اگر بخواهم به تو بگویم شعری را بخوان باید این طور آدرس دهم: "ملاح خیابانها:شعر شماره 22 " انگار پلاک ماشین است یا می‌توانم این طور بگویم: آن شعری که این طور تمام می شود: "سیرم از این جهان/ اشتهای تو دارم."

شعر هفته:

به سرش زده باد
نگاهش کنید!
چگونه میان درخت ها می دود٬ و سرش را به پنجره ها می کوبد
به سرش زده باد
دستش را
به دهان گنجشک ها گذاشته نمی گذارد سخنی بگویند
آب حوضچه را به هم می ریزد
فرصت نمی دهد که گلویش را ماه تر کند
به سرش زده این برهنه ی گرما زده٬...

گفته بودم طوری بیایی که بوی تو را باد نشنود!
دیوانه شده این پسر
پیرهنت را به دهان گرفته کجا می برد!

شمس لنگرودی - پنجاه و سه ترانه عاشقانه


 فیلم هفته:my blueberry nights :اسم وانگ کار وای کارگردان فیلم را شنیده بودم قبلن ولی این فیلم اولین کاری بود که ازش میدیدم و اقرار میکنم سطح فیلم در حد شهرت کارگردانش نبود.آدم وقتی در فیلمی اسم وانگ کار وای،جود لاو و ناتالی پورتمن را میبیند توقع دارد حاصل کارشان بهتر از فیلمی باشد که صرفن بالاتر از حد متوسط است.فیلم یک داستان آمریکایی است که ساختاری شبه اپیزودیک دارد.نخ تسبیح ارتباط این روایت های بظاهر منفک رابطه عاطفی میان صاحب یک رستوران کوچک -با بازی جود لاو-و یک دختر سرگردان و خیانت دیده است که نقشش را نورا جونز-خواننده آمریکایی-ایفا میکند.تنها جزء فیلم که در حد توقع است ناتالی پورتمن ماجراست به نظرم که نقشش را مثل همیشه تاثیر گذار بازی کرده...از تفسیر های سینمایی که بگذریم فیلم یکجورهایی داستان آدمهای تنهاست و من روایت تنهایی آدمها را دوست دارم پس فیلم را هم دوست داشتم

آهنگ هفته:just walk away :این آهنگ سلن دیون را دوست میداریم به طرزی خفن...حس غمالود دوست داشتنی دارد مثل فشار دادن دندان لق با زبان

وبلاگ هفته:الیزه...شیراز که یک زمانی به شعر و شور و شراب معروف بود حالا شاید بتواند کم کم به وبلاگ نویسانش هم شناخته شود!! بخصوص حلقه نسوان وبلاگ نویس که یک سرش میرسد به نازلی و گلابتون و سر دیگرش در ناکجایی که احتمالن فقط خود شیرازی ها میدانند کجاست.حالا بین این سر و آن سر الیزه ایستاده است چو شمع و هر از چند گاهی میفرماید مترسان ز آتشم.در قوت وبلاگش همین بس که چند وقت پیش یکتنه ککی به اسم تنانگی زنانه را به تنبان وبلاگستان انداخت که بنا به روایات کک نامبرده هنوز هم در برخی مناطق برخی اشخاص مشغول عمل به تکلیف است

پست هفته:در هفته ای که وبلاگستان شاهکار قابل عرضی از خودش در نکرد این پست حامد حبیبی را دوست داشتنی یافتیم بخاطر طنز درجه یکش

اتفاق هفته:تحویل بسته پیشنهادی ایران برای حل مشکلات جهانی و مدیریت انرژی هسته ای به روسیه و تشکر وزارت امور خارجه سوییس از ایران برای این کار...فرمایش جناب آقای صفار هرندی وزارت محترم ارشاد در مورد مجوز نگرفتن کتاب هایی که با سخاوت در مورد همبستری بنویسند

درنگ هفته: بوسه

و عجیب که طلسم می شکنه حتی وقتی فقط تلفظ می کنی! شکل بوسه ای حتی وقت گفتن. جلوی آینه چند بار تکرار می کنم. ب ب ب و و و س س س ه ه ه! زبونم را می غلتونم روی پرز های چشایی. گس و داغ و تنانه... دل! انگار دونه های دلت، از بوسه واقعی میشن و معجزه چیزی نیس جز این. وقتی کسی رو می بوسی یا وقتی میگی بوسه، به شکل لب هات نگاه کن. تکرار کن، ب ب ب و و و س س س ه ه ه! تنانه ی دل! فکر می کنم به اساطیر و داستان های کهن، به سلحشوری که از هفت خوان می گذره و طلسم شهزاده در خواب رو با بوسه ای دود می کنه... به ظهیر دل از تن، به مهر مادری، بی ریای رفاقت، دل بازی، اولین لبخند نوزاد، دلتنگی ... هیچ خاطره ای ندارم بی بوسه! کسی رو دوست نداشتم بی بوسه! شعری نزادم، نبردم، نباختم، نخوابیدم، بیدار نشدم، سیر اشک نریختم، از دلم نخندیدم، استقبال، بدرقه، سلام، خداحافظی نکردم بی بوسه! و میوه دهان تو خرمالوی گس... میوه ی دهان تو تا همیشه

دوستشان دارم های هفته:

ادبیات:بابام"

چند تاتون مثل من عاشق بابام بودید؟ عاشق آن بابای کچل سبیل کلفت و شکم گنده در "قصه‌های من و بابام" که خودش از همه ما بچه‌تربود. چند تامون می دونستیم این کتاب سوغاتی همسر ایرج جهانشاهی بوده از آلمان وکتاب فقط تصویر بوده و داستانها رو همین آقای جهانشاهی نوشته؟ چند تامون می‌دونیم عاقبت "اریش ازر" چی شد؟. من که می‌گم مرگ مولف معنی‌ش این نیست که یه هفت‌‌تیر بذاریم رو شقیقه مون و تمام، یا یه چیزی بنویسیم که هیشکی نفهمه و خودمون رو بزنیم به مردن. مرگ مولف یعنی این که اشکال نداره تو هیچ‌کدوم از اینها رو نمی‌دونستی عوضش بابام رو خوب می‌شناسی، هیچوقت هم فراموشش نمی‌کنی

موسیقی: نتونستم به یغما گلرویی فکر کنم و ننویسم رضا یزدانی! اولین کار، اسمش بود پرنده بی پرنده... ترانه های یغما رو با صدایی می شنیدم که مگو بود! صدای خش دار و بم رضا یزدانی. صدایی که به طرز عجیبی صمیمی و داغه. از اون صدا ها که جون میده واسه ته فیلمای کیمیایی! سبک کار های رضا یزدانی راک و پاپ راک. بعد از یه آلبوم از اشعار مولانا به اسم شهر دل، با یغما همکاری می کنه و به نظر من بهتر از هر کسی واژه های یغما رو می فهمه و ادا می کنه. و من ترانه ی خوب از یغما زیاد شنیدم. بزارید اول اعتراف کنم: یغما از اون آدماییه که بهشون حسودی می کنم! تسلطش به ادبیات، دایره واژگانی خیلی وسیع، زبان ساده و عامیانه اما عمیق، درک بالا از مفاهیم موسیقایی مثل ریتم، آهنگ، هم نشینی کلام و آوا، یغما رو در ترانه ی ایران صاحب سبک منحصر به فرد می کنه ... و ترانه های یغما با صدای رضا یزدانی یه چیز دیگه س. آلبوم دوم، هیس، این رو ثابت کرد. دوستشون دارم و از شنیدن اینکه روی آلبوم جدیدی با هم همکاری می کنند هیجان زده م می کنه تا نتیجه رو بشنوم. در ضمن دوشنبه شب، آخر سریال فریدون جیرانی، مرگ تدریجی یک رویا، ترانه ی مبهوت کننده ی یغما و صدای یگانه ی رضا یزدانی گوش کنین. من میگم بهترین ترانه ایرانی حداقل 5 سال اخیر

سینما:گائل گارسیا برنال:همان فامیل مکزیکی دایه بچه ها در بابل را میگویم که موقع برگشتن مست بود و دردسر درست کرد.یادتان هست؟آن جوانک فیلم عشق های سگی را چطور که داشت عشق ممنوع را مزه مزه میکرد و آدمها را میشناخت یا...چیزی از جنس سینما در وجود این آدم هست که میتوان انقدر راحت با او ارتباط برقرار کرد و نقش هایش را باور داشت.فیلمی دارم ازش که در آن هم او و هم آلفونسو کوارن کارگردان، تازه کار بودند و از همان فیلم که عنوانش اسپانیش بود من نفهمیدم دقیقن یعنی چه میشد حدس زد که یک بازیگر قوی دارد کم کم متولد میشود...به نظرم برنال از آن بازیگرانیست که در آینده از او بیشتر میشنوید

طنز هفته:بوسه

پدیده ای ذو حیاتین یعنی در موردش بین علما اختلاف است که بالاخره بوسه دادنیست یا کردنی.فرانسویش معروف است و بنا به برخی روایات ثواب فراوان دارد.فرودگاه عشقش دانسته اند و ناظران اظهار امیدواری فرمودند فرود به سلامتی به انجام برسد.طعمش را شیرین میدانند که به نظر این حقیر، نوع رژ لب مصرفی هم در تعیین مزه واقعی ماجرا نقشی سرنوشت ساز دارد.در ادبیات کهن این مرز و بوم آمده است که :یه بوس بده از لبات پیتزا میخرم برات/یه بوس بده از لبات پپسی میخرم برات...  که نشان دهنده اهمیت حیاتی بوسه در اقتصاد صنایع غذایی میباشد.یا در جایی دیگر شاعر علیه الرحمه میفرماید:گر بخوای بوسم ندی به زور میستونم که ثابت میکند هر چیزیا ز جمله بوسه زورکیش فاز جداگانه ای میدهد و قس علیهذا...خلاصه کنم ماجرا را  نقل است که شکسپیر کبیر میخواسته بفرماید بوسیدن یا نبوسیدن مساله اینست اما از ترس اینکه سردار صفار هرندی بهش مجوز ندهد سخاوت به خرج نداده و سروده بودن یا نبودن...

روانشناسی هفته:ناخوداگاه شخصی:

تمام تجربیات،عواطف،افکاری که ایگو نمیگذارد به سطح آگاهی برسند در بخشی از سایکی به نام ناخوداگاه شخصی ذخیره میگردند.به نوعی میتوان این بخش را مانند یک انباری برای روان دانست.انباری که بعضی وقتها چنان تاریک و عمیق است که دستیابی به قعرش غیر ممکن میگردد.به طور کلی ناخوداگاه شخصی شامل من نیستم ها،من نمیتوانم ها و عقده هاست.ایگو انرژی روانی زیادی را صرف جلوگیری از نفوذ محتویات ناخوداگاه شخصی به سطح هوشیاری مینماید ولی به محض اینکه توان «من آگاه» به هردلیلی کاهش میابد این عقده ها و انرژی های فروخورده بر روان انسان مسلط شده و کنترل او را به دست میگیرند.ناخوداگاه شخصی هر انسان منحصر به او بوده با تولدش آغاز و با مرگش از بین میرود

پدید آورندگان این شماره:

آزاده(کتاب هفته و دوستشان دارم ادبیات)/امیراحمد(درنگ هفته و دوستشان دارم موسیقی)/گلناز(شعر هفته)/مابقیش هم خودم!

 

نوشته شده توسط ما در ساعت 11:30 | لینک  |